+ نوشته شده در Sat 9 Jun 2007ساعت 6:18 PM  توسط علی عبداللهی
|
به گواه شناسنامهام در 10 فروردین 1347 در روستای سیوجان از توابع بیرجند به دنیا آمدم. دبستان و راهنمایی را در همانجا خواندم و دبیرستان را در شهر بیرجند تمام کردم. از سالهای اول دبیرستان شاعر شدم. انگیزهی اولیهی شاعریام، عشق بود. عشقی که نه به وصال رسید نه به همدلی و همزبانی و نه حتی به مرحلهی ابراز. در آغاز غزل میگفتم تحت تاثیر مولوی برای همان عشق که مریم ن. بود و غزلهایم حال و هوای عاشقانه و مثلا عارفانه داشت و مطلع اولین غزلم این بود: «در راه عشقات سَر دهَم، همچون عقابان پَر کشم مست از می نابَت شوم، از ساغرت ساغر کشم.» بعدها به تهران آمدم و ادبیات آلمانی خواندم (در دانشگاه شهید بهشتی). از آن به بعد دیگر تحت تاثیر مولوی نبودم و با شعر نو و شعر جهان از طریق زبان آلمانی آشنا شدم. کارشناسی ارشد ادبیات آلمانی را در تهران، دانشگاه تربیت مدرس گرفتم و رسما به کار ترجمه، پژوهش و تدریس پرداختم. من فرزند اول خانوادهای یازده نفره هستم. پدرم کشاورز فقیر و بیسوادی است که از کودکی در کنارش و روی زمین کار کردهام. برای گذران زندگیام هر کاری که فکر کنید انجام دادهام (البته غیر از کارهای غیرقانونی و سیاه). کارگری، کار در هتل، کار در قنات در صد متری زیرزمین، شاگردی کامیون، پلسازی، کار در دفتر فنی و... برای همین همواره به کار بیش از حرف و سخنپردازی اهمیت میدهم. بعد از چند سال ترجمه از طرف موسسه گوته چند ماهی به مونیخ اعزام شدم (با هزینهی دولت آلمان) به خاطر ترجمههایم. دوبار هم در آلمان شعرخوانی داشتهام (از طرف دولت آلمان دعوت شده بودم). و برای همکاری با سایت شعری www.lyrikline.org سه بار به برلین سفر کردهام. و همین الان هم به کار تدریس و کار نه چندان پر ارج فرهنگ اشتغال دارم. در هیچ اداره و سازمانی هم استخدام نشدهام و همکاریهایم با همهی موسسات و ادارات، ساعتی یا موقتی بوده است. همین. علی عبداللهی 12/9/1384