Ingeborg Bachmann / Die gestundete Zeit
مهلت پنج روزه
روزهاي سختتري در راه است.
مهلت پنج روزهاي كه داري
اندك اندك سر ميرسد.
به زودي بايد بند كفشات را ببندي
و سگها را به دوردستها بتاراني:
امعاي ماهيان مرده
در باد سرد شده است.
چراغ گياهان خرد سوسو ميزند
و نگاهت در مه، پي مهلت كوتاهيست
كه در افق پديدار ميشود.
نگاه كن: در دوردست،دلدارت
در ماسه فرو ميرود.
ماسه موهاي پريشاناش را در خود ميگيرد
حرفش را ميبرد و به او
فرمان سكوت ميدهد.
دلدارت را آرام و رام مييابد و
پذيراي بدرود،از پي هر هماغوشي
به دوروبرت نگاه مكن!
بند كفشات را ببند،
سگها را بتاران،
ماهيها را در آب رها كن
چراغ گياهان را فروكش!
روزهاي سختتري در راه است.
ترجمه علي عبداللهي
