تبليغاتX
اکنون میان دو هیچ - شعر از خودم

اکنون میان دو هیچ

آرام ترین سخنان توفان به پا می کنند. اندیشه هایی که با خرام کبوتران می آیندجهان را راه می برند.

 

خجسته باد  سال نو به همه ی یاران دور و نزدیک

به ایرانیان و غیر ایرانیان حتی آنان که دوستمان نمی دارند .

۱.

بعضی وداع ها

 در سکوت بر پا می شوند

مثل تکدرخت کویری که

بی جیک جیک گنجشک و

شرشر آب

با ابر

و عابر خسته

 بدرود می کند

تو اگر چیزی بگویی در این بی گاه

مراقبه ی نگاهها را

به هم زده ای

بدرود که از که وکجا ؟

دیدار که با که و کجا ؟

۲.

گر مای بی وقت

درختها را می فریبد

و آدمها را

به رها کردن هرچه حوصله شان در باد

سرمست که زمستان رفت !

دهقان پیر لیک می داند

این رهایی و شکوفایی

اندوهی ست تلخ

که اگر باز گوید

بی گاه اش می دانند

اگر نگوید

شبی باد خیز  پای بخاری

گوش دیرباوران

سوگ -آواز آن را

خواهد شنید.

                                  اسفند ۸۴ 

+ نوشته شده در  Mon 19 Mar 2007ساعت 2:51 AM  توسط علی عبداللهی  |