تبليغاتX
اکنون میان دو هیچ - شعری از پاول سلان

اکنون میان دو هیچ

آرام ترین سخنان توفان به پا می کنند. اندیشه هایی که با خرام کبوتران می آیندجهان را راه می برند.

برای روزبه عزیز

دوست ندیده ام

 پاول سلان                               Paul Celan -Die Halde

نشیب

 

کنار من می زیی چون من :

به کردار سنگی

در گونه ی فرورفته ی شب .

 

آه   همین تپه   ای یار

که ما سنگها

بر آن بی وقفه می غلتیم

از جوباره ای به جوباره ای .

نوبت به نوبت مدورتر .

شبیه تر . غریبه تر .

 

آه  همین چشم مخمور

که اینجا 

پریشان می پوید چون ما

و تا درنگ کند در ما

شگفت زده به یکی نظر می دوزد .

             ع.ع

 

+ نوشته شده در  Tue 23 Jan 2007ساعت 1:33 AM  توسط علی عبداللهی  |