تبليغاتX
اکنون میان دو هیچ - شعری از آرمین سنزر شاعر جوان المانی

اکنون میان دو هیچ

آرام ترین سخنان توفان به پا می کنند. اندیشه هایی که با خرام کبوتران می آیندجهان را راه می برند.

 

Edward Hopper Armin Senser/

ادوارد هوپر

 

براي اينكه زمان بتواند جايي پناه گيرد،

معماران ، خداوند ،  پرده‌ها و فضاهايي مي‌آفرينند؛

آن ها ازآسمان و خانه‌ها و نقطه ديدها

بر مي‌دوند.

 

پرسپكتيوها[سايه روشن‌ها] از اينجا بوجود مي‌آيند.

اما آنها هم از بالاي فضا چيزي نمي‌بينند، تنها او، انسان،

در مقام بخشي از آن، از آنان فرمان مي‌برد.

آنچه ژرفاست در تصوير، خود را در سطح مي‌نمايد.

 

و آنگاه اگر چيزي نقش زنيم ، دست بالا

دقت نظر به دست آورده ايم تا شيئي واقعي را.

هر دفتر كار يا رستوراني نيز ارباب رجوع را

به چراغ سمت راست مي‌راند.

 

اين چيزي ناشناخته نيست. فقط شايد ايراد از

چراغ باشد، كه صرفاً

از آنچه ما مي‌خواهيم برآن پرتو افكنيم  ،چشم مي‌پوشد.

باقي همه در سايه آن قرار مي‌گيرد.

 

                                                          ترجمه‌ي علي عبداللهي

 

+ نوشته شده در  Fri 19 Jan 2007ساعت 2:46 PM  توسط علی عبداللهی  |