به قول مولوی بلخی : مه فشاند نور و سگ عوعو کند. بعضی ها به علت سوختن سیم ها یشان و ... از آذرخش های گوناگون یا خیلی ساده از بدسگالی و حسادت و... با نام های ناآشنا و بعضا با نام های دوستانم ـ که همیشه مبرای اند از این بد سگالی ها- و امروز حتا با نام خودم دست به نوشتن مهملاتی زده بودند که واقعا گوش مان در این سالها پر است از آن ها و چرخه ی کور و خونین اش به قیمت از دست رفتن جان بسیارانی از اهل قلم و آزار و انزوای شان تمام شده است .باری اگر قصد اینان و همفکران شان کنار کشاندن من باشد باید بگویم بدجوری در این سالها پوست کلفت شده ام . کسی که "اداره جاتی " و نانخور کسی نیست و از جیب کسی یا ناکسی قرانی نمی گیرد و چیزی ندارد که از دست بدهد چرا باید بترسد ؟ باسپاس از تماس دوستان عزیز و دلگرمی شان که همیشه باعث ادامه کارم می شود و نیز با توجه به اینکه ذاتا هیاهو گریزم و باورمند به کار و می خواهم فقط کار فرهنگی بکنم و نیز برای احترام به آزادی که رعایت آبروی دیگری یکی از اصول مسلم آن است و نیز برای استجابت خواسته ی دوستان مشفقم از این پس نظریات شما را- بر خلاف میل باطنی ام - پس از تایید در صفحه ام می آورم. باید خاطر نشان کنم که همواره از نظر دوستان حتی اگر در مخالفت با من و انتقاد از کارم باشد استقبال می کنم و نیز باعث شادمانی من است که مثل گذشته نقدم کنید و در باره ی کارم نظر بدهید .
این وبلاگ- با توجه به آنچه تاکنون بوده و اندرزگویه ی پیشانی آن از نیچه - بر آن است که فقط شعر ترجمه ی شعر نقد کتاب مقاله یادداشت و مطالبی در حوزه ی ادبیات فلسفه و هنر را به دوستان معرفی کند. از این رو هرگز جای آبروریزی هموطنانم و عقده گشایی های شخصی مرضی وغیرمرضی و هیاهو های همسو با روند برخی نامردمان در این سالها نخواهد بود . آنانی را که همچنان بر این راه می روند و سر رفتن بر این کجراهه را دارند حواله می دهم به مطبوعات و سایت های همپالگان شان و "سردم "های دود گرفته ی رقت انگیز . باز هم می گویم بی هیچ تعارف و اما و اگری از هر نقد و مطلب مستدل و علمی و نظر مشفقانه مسرور می شوم و مثل همیشه دوستتان دارم.
و دیگر این که: شادم از شادی تان.