Persisch von Ali Abdollahi/ Ron Winkler/ surrounding Schnee
رون وينكلر
برف پيرامون
براي ژ.س، ر.ه . و م. ر.
ما دوست مي داريم همين دستورزبان سرد و تقسيم شده را .
چرخش ِ تن – ظريفانه ي برف در هوا .
رقص ِ كامل ِ برف ِ نازك –تن در جو .
سرزمين نو ، پيش جعبه ي سفيد ِ چشم هامان .
كه ساده سازي پيرامون است .
ما دوست مي داريم پنجه هاي بي صداي آغاز ِ
"برف مي نشيند" را .
ما دوست مي داريم دستگاه هاي فشار پيچيده ي
هواي ويژه را .
پيچيد گي رخنه ناپذيرشان را .
گويايي ِ ناهمساني مخصوص را .
ما دوست مي داريم آشوب ِ خود- ثبوت را .
و نمود ِ في نفسه ( در حكم ِ خاطره اي از اين نمود ) .
محتاطاطانه دوست مي داريم بمباران وسيع صلح طلبانه را .
و بعد از آن شالوده گرايي خزنده ي ِ
سنسكريت(نظم ) سفيد ، بر اشياء را.
