تبليغاتX
اکنون میان دو هیچ - معنای تفکر

اکنون میان دو هیچ

آرام ترین سخنان توفان به پا می کنند. اندیشه هایی که با خرام کبوتران می آیندجهان را راه می برند.

راستي كه فكر كردن در اين زمانه ي تفكر برانگيز و سهمناك  كاري ست خطير. و متفكر با تفكر دست به مخاطره اي بزرگ مي زند. هميشه چنين بوده از پيشاسقراطيان تا پساپسامدرنها . اندك اند  شمار كساني كه مي انديشند و بسيارند كساني كه كاويدن در تاريخ فلسفه و چريدن در مرغزار تفكر ديگران را خود تفكر مي نامند و از اين رهگذر اسباب و بارگاهي براي خود مي سازند . اما چون نيك بنگري مي بيني كه اين همه هيچ نيست به قول حافظ شيراز. و راست است اين گزاره ي هايدگردر معني تفكركه : انديشه برانگيزترين امر در زمانه ي انديشه برانگيز ما اين است كه ما هنوز فكر نمي كنيم.

بله ما  فكر نمي كنيم و مي پنداريم فكر مي كنيم. چون كم وبيش نيمچه آگاهي يي از تاريخ فكر داريم.براي تفكر به باور هايدگر بايد آماده ي چگونه فكر كردن باشيم و امر شايان تفكر را بازشناسيم و تازه پس از اين هم نمي توانيم بگوييم قادريم به تفكرهستيم . براي قادر بودن به چنين امر خطيري بايد تفكر را بياموزيم و آموزش نياز به توجه دارد و توجه انظباط مي طلبد و علاقه مي خواهد و علاقه يعني بودن با امور و در امور است به ديگر سخن قرار گرفتن در بطن چيزها و ماندن با آنها و دركنار آنهاست.

اين است كه ماجراي تفكر سهمگين و پرآب چشم است و البته طربزا براي متفكر و دريابنده ي تفكر متفكر.

بله ما  فكر نمي كنيم و در اين پنداريم  كه فكر مي كنيم و همين كه  موضوع تفكر را مي يابيم از دستمان چون ماهي لغزاني مي گريزد و ما مي مانيم و حيرت و دريغ .

اين مقدمه ي نه چندان كوتاه را  براي معرفي  كتاب تازه اي از هايدگر  مي آورم  كه اخيرا در نشر مركز در آمده: كتاب  معناي تفكر چيست ؟

با ترجمه ي فرهاد سلمانيان . از متن آلماني. ( اين مهم است چون بي تعارف ! نمي شود هايدگر را از زبان دوم خوب برگرداند ).

 

هايدگر سه رساله ي كم حجم و مهم دارد : فلسفه چيست ؟ متافيزيك چيست ؟ و تفكر چه نام دارد ؟ يا به چه معناست ؟ دو رساله اول پيشتر از زبان انگليسي درآمده كه خيلي موفق نيست .به ويژه متافيزيك چيست ؟ بايد دوباره ترجمه شان كرد.

نام اين كتاب را در ايران تفكر چيست ؟ ترجمه كرده اند كه معادل دقيقي براي Was heisst Denken ? نيست. هايدگر عمد دارد كه به جاي ist

در دو عنوان رساله هاي  قبلي از heisst  در اين رساله  استفاده مي كند . كسي ديگر  اين عنوان را در فارسي  : چه باشد آنچه گويندش تفكر ؟ بر وزن : مفاعيلن مفاعيلن فعولن ! برگردانده كه باعث انبساط خاطر خواننده مي شود. و نقيضه اي ست بر حرف اصلي هايدگر در كتاب و از قضا  نوع اصيل تفكر درامرامرام درامرامرام درامرام  ي ما ايراني هاست از اينرو هوشمندي والاي گزارنده اش را نشان مي دهد . ولي روراست بگويم : معادل پرتي است! سينه چاكان امامزاده فرديد و نوه و نتيجه هاي متوهم آن اسطوره ي والامقام پرت و پلا گويي براي آن معادل هاي : تفكر منادي چيست ؟ و تفكر مسما به چيست ؟  را گذاشته اند. انگليسي ها هم عنوان  تفكر چه ناميده مي شود ؟ را.

از اين سه رساله اين يكي از ديگران مهم تر است براي ما متوهم ان متفكر و گرانجانان و گشادبازان ايراني . (خوب است حتي فرديدبازان هم اين كتاب را بخوانند و درست بخوانند تاكيد مي كنم درست بخوانند تا از اين رهگذر خدمتي به فكر ايراني بكنند و نيز خود از فرصت هاي باد آورده ي رهاورد اين توهم  در آرامشي رواقي وار كيف كنند البته در سايه ي سرمايه داري انگلي ي حجره اي پوسيده ي ما كه هر چه جيبش پرتر مي شود بر صيغه ها وحواشي  بست هاي وافورش مي افزايد نه بر نيروي مولدش.)

 

سالها پيش اين كتاب را گير آوردم و خواندم و 30 صفحه اي هم از آن ترجمه كردم و به لطف اميد هلالي در روزان اهواز چاپ هم شد و باز همين اخيرا كتاب مفهوم زمان را از هايدگر درآوردم و دو بار هم چاپ شد. اما در گيرودارغم نان  از صرافت  كتاب تفكر  افتادم .  تا اين كه چند روز پيش  در آمد و چه خوب كه درآمد وكسي اين كار را كرد وآنهم خوب وشايسته .

از اين بابت خوشحالم و اميدوارم مترجم باز هم از اين كارها بكند.

 كتاب را خوانده بودم  باز هم ترجمه را با آلماني مقايسه كردم كه به نظرم برگردان بي كاستي  خوشخوان و مهم ترازهمه كاملا بركنارازهپروت نگاري فرديدبازان متوهم آمد و اين حسن كمي نيست .گو اينكه ممكن است با برخي عبارات و معادل هاي مترجم در موارد انگشت شماري همراي نباشم كه اين در ترجمه و با توجه به فرديت هرمترجم بسيار طبيعي ست.

 

ما نشانه اي بوده ايم بي تعبير

/ ما بي درد بوده ايم و چه بسا در غربت

زبان خويش را از دست داده ايم.

ف. هولدرلين  از متن ترجمه

+ نوشته شده در  Tue 7 Nov 2006ساعت 4:7 AM  توسط علی عبداللهی  |