تبليغاتX
اکنون میان دو هیچ - شعر از خودم

اکنون میان دو هیچ

آرام ترین سخنان توفان به پا می کنند. اندیشه هایی که با خرام کبوتران می آیندجهان را راه می برند.

۱.هایکوی ایرانی

آواز سپور شب

در خیابان

اندکی پس از باران.

۲.زمزمه ی دروگر

از این همه گندمزار

 تنها داسه ای

در چشمم.

۳. بر گور مرد صلح دوست

کبوتران چاهی و خانگی

هر دم و ساعت

 بر گورش

فضله می اندازند

 

گوربان می گوید :

این مرده  در زندگانی خود

مرد صلح دوستی بوده است!

                از کتاب "هی راه می روم در تاریکی " چاپ ۱۳۷۶ 

+ نوشته شده در  Mon 31 Jul 2006ساعت 4:14 PM  توسط علی عبداللهی  |