تبليغاتX
اکنون میان دو هیچ - شعر از خودم

اکنون میان دو هیچ

آرام ترین سخنان توفان به پا می کنند. اندیشه هایی که با خرام کبوتران می آیندجهان را راه می برند.

یک مورچه

مورچه ی خرامان و/سودای تا ته خواندن کوچه ی بی انتها/چاله چوله ها وپیچ ها!/ اما شاهین /نقشه ی تمام دنیا در چشم/از پشت ابرها می بیندش:/ یک مورچه/ گیرم که باد نبردش / یا زیر پا له نشود-- عمر جهان دارد مگر؟!

+ نوشته شده در  Fri 28 Jul 2006ساعت 1:50 AM  توسط علی عبداللهی  |